اقتراح: آسیب شناسی پژوهش و... در حوزه
17 بازدید
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : پژوهش و حوزه ) زمستان 1379 - شماره 4 )(20 صفحه - از 3 تا 22)
تعداد شرکت کننده : 0

نشریه «پژوهش و حوزه‏» بر آن است تا در مورد پژوهش، مراکز پژوهشی، رسالت‏حوزه در ساماندهی، آسیب‏شناسی پژوهشی و راهکارهای بهینه‏سازی آن با توجه به سخنان مقام معظم رهبری حضرت آیة‏الله خامنه‏ای(دامت‏برکاته) در اولین نمایشگاه مراکز علمی - پژوهشی حوزه به بحث‏بپردازد. در شماره پیشین با نظرگاه دوتن از مسؤولین مراکز علمی و پژوهشی حوزه آشنا شدید و در این شماره، با دیدگاه سه‏تن از پژوهشگران: حجج اسلام، آقایان: محمود رجبی; محمد سروش محلاتی; سیدعباس صالحی، آشنا خواهید شد. پژوهش و حوزه

1

پژوهش و حوزه: طبیعتا تنوع و تکثر مراکز پژوهشی حوزه علمیه قم یکی از نقاط برجسته این حوزه است و بحث هم‏آهنگی مراکز در گذشته نیز مطرح بوده و فعالیت‏هایی نیز صورت گرفته، اما ناکام مانده است. در این مورد چه نظری دارید و علت ناکامی این اقدام را چگونه تحلیل می‏نمایید؟

حجة‏الاسلام والمسلمین رجبی: تکثر و تنوع مراکز پژوهشی بسیار مفید است ولی به دو شرط:

نخست آن که، سیاست‏ها و هدفداری‏ها در راستای حق و حقیقت‏باشد که بحمدالله مراکز پژوهشی حوزه از این جهت مشکل چندانی ندارند.

دوم، هم‏آهنگی مراکز در مسیر اهداف مشترک و مورد قبول آن‏ها، یعنی ادای رسالت دینی و فکری و فرهنگی است. در این که همسویی مراکز پژوهشی حوزه ضرورت دینی، انقلابی، علمی و فرهنگی است، تردیدی نباید داشت. اگر همه مراکز در پی فهم، تفسیر، تعمیق، ارائه و دفاع معقول از آموزه‏های اسلام، به ویژه تشیع هستند و در مسیر پر کردن خلاها در این زمینه و تامین نیازهای فکری، گرایشی و رفتاری و فراهم آمدن زمینه‏های تحقیق جامعه اسلامی مطلوب هستند -که ان‏شاء الله چنین است این مهم جز با هم‏آهنگی مراکز محقق نمی‏شود و آفرینش تمدن اسلامی -که به تعبیر مقام معظم رهبری (مدظله‏العالی) سالت‏حوزه‏ها و مراکز تحقیقی حوزه است وابسته به این امر است. از نظر حفاظت از دست‏آوردهای انقلاب و نهادینه کردن ارزش‏های انقلاب نیز این امر ضرورت دارد; زیرا تحقق بخشیدن به این امور نیازمند فعالیت همه جانبه و متمرکزی است که در سایه هم‏آهنگی مراکز میسر است. همخوانی و وفاق مراکز از نظر رشد و بالندگی علمی و تعالی فرهنگی و شکوفایی فرهنگ اسلامی نیز نیاز به توضیح است. مهم آن است که موانع این هم‏آهنگی شناسایی و از آفات و آسیب‏های آن جلوگیری شود. اما علل ناکامی تلاش‏های گذشته امور متعددی است که به برخی از آن‏ها اشاره می‏شود:

الف) فقدان مرکزیت مورد قبول. در شکل تلاش‏های پیشین تا آن‏جا که بنده اطلاع دارم و تقریبا در تمام آن‏ها تا حدی حضور داشته و اطلاع دارم; مراکز هم عرض یکدیگر با ابتکار یک مرکز اقدام به جلسات اولیه می‏کردند و پس از چندین جلسه چون چنین مرکزیتی وجود نداشت، از شرکت مراکز کم‏کم کاسته می‏شد و به تعطیلی کشیده می‏شد. به نظر بنده مناسب‏ترین مرکز در فضای حوزه، شورای مدیریت‏حوزه است و البته نیازمند اقتدار و امکانات بیشتری است که انگیزه شرکت مراکز و پذیرش

مصوبات جمعی را بیفزاید.

ب) عدم تصویر آینده روشن. در نمونه‏های قبل نوعا طرح مشخص و روشنی که ترسیم کننده آینده‏ای روشن از دست‏آوردهای هم‏آهنگی مراکز علمی باشد وجود نداشت. البته در برخی موارد هم طرح‏های متعددی در جلسات آغازین ارائه شد; ولی این طرح‏های مختلف خود نیازمند یک‏سان‏سازی و هم‏آهنگی بود و به دلایل مختلف در عین انجام بحث‏های مقدماتی در مورد هم‏آهنگ ساختن آن‏ها، نه تنها چنین نشد; بلکه تا حدی خود به مساله جدیدی مبدل شد.

ج) فقدان روحیه کار جمعی درازمدت، عمیق‏و فراگیر. هر مرکزی با یک مجموعه‏ای به فعالیت تحقیقاتی مشغول است; ولی به یک معنا کار فردی است; یعنی فعالیت‏ها بر محور یک شخصی که دارای اقتدار معنوی یا علمی یا مدیریتی است می‏چرخد، نه آن که چونان پیکره‏ای، به طور خود کار فعالیت کنند. به همین جهت هم معمولا با اختلالی که در آن محور پیش می‏آید فعالیت آن مراکز یا به کلی متوقف یا دچار رکود و یا از مسیر پیشین منحرف می‏شود. مقصود انحراف از حق نیست; بلکه در پی اهداف دیگر، به سوی حوزه‏های تحقیقی دیگر تغییر جهت می‏دهد. این، نشان دهنده فقدان سازوکار جمعی و روحیه جمعی در سطح گسترده است. البته اکنون در اثر اوضاع اجتماعی و همچنین تجارب، وضع بسیار بهتر شده است; ولی در آن مقطع این عامل امری مساله‏ساز و مانع هم‏آهنگی بود.

د) افراط در تعیین میزان هم‏آهنگی. به رغم این که حتی به عنوان و نام برخی از این گردهمایی‏های مراکز، واژه هم‏آهنگی ذکر شده بود; ولی هنگام ترسیم خطوط کلی هم‏آهنگی به این حد اکتفا نمی‏شد و فراتر از آن مورد توجه قرار می‏گرفت و این امر سبب می‏شد که کم‏کم مراکزی که آمادگی همکاری بیشتر را نداشتند یا پذیرش آن حد از همکاری را با اهداف

مؤسسه یا مرکز خویش سازگار نمی‏دیدند از تداوم شرکت در جلسات هم‏آهنگی امتناع ورزند و کم‏کم رابطه را قطع کنند.

ه) عدم احساس ضرورت یا فقدان امید به موفقیت. برخی از مراکز هم با انگیزه قوی در این جلسات شرکت نمی‏کردند; زیرا اصولا ضرورتی در آن احساس نمی‏کردند. یا امیدی به موفقیت و نتیجه‏بخشی آن نداشتند. در واقع در جلسات اولیه برای کسب اطلاع و احتمال مفید بودن حضور می‏یافتند و چون چنین احساس ضرورت یا امید به موفقیتی در آن جلسات حاصل نمی‏شد، در جلسات بعدی شرکت نمی‏جستند. به همین دلیل برخی از این تلاش‏ها در حد یک جلسه یا دو جلسه بیشتر برگزار نشد و خاتمه یافت.

و) عدم توجه به جنبه‏های کاربردی و راهبردی مساله. در چنین کارهایی ضرورت دارد که طرح‏های اجراشدنی با توجه به مجموعه اوضاع و عوامل و انگیزه‏ها وجود داشته باشد و از طرح‏های آرمانی و چارچوب‏های نظری، بی‏توجه به مرحله عمل و تنظیم شده در خلا و بدون راهبردهای نظری و راهکارهای عملی، اجتناب شود. هم‏آهنگی مراکز باید در طی یک برنامه عملیاتی مرحله‏بندی شده انجام گیرد، آن هم مرحله‏های کوتاه‏مدت که نتیجه آن‏ها در کوتاه مدت روشن شود و ثمرات ملموس آن‏ها انگیزه مراکز را در تداوم همکاری شدت بخشد و چنین برنامه‏ای در آن تلاش‏ها در حد لازم فراهم نبود و نشد.

ی) عوامل دیگری. اموری که شاید برخی آن را ناخالصی بنامند. متاسفانه در کارهای فردی و جمعی، مواردی - هر چند اندک ولی نقش‏آفرین مشاهده می‏شد و شاید هم نتوان آن را ناخالصی نامید و بهتر است آن را احساس وظیفه یا حساسیت‏بیش از حد یا وسواس علمی و احتیاط دینی بنامیم. چنان که با شناختی که بنده از مهم‏ترین این مراکز دارم ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی